|
سلام
اين روزها بازار گمانه زني و چانه زني بر سر وزرايي كه توسط رئيس جمهور محترم بايد انتخاب و به مجلس براي راي اعتماد معرفي شوند داغ داغ است البته در اينكه رئيس جمهور و مجلس هر كدام در اين زمينه در يك حيطه جداگانه وظيفه و قانون مشخصي دارند شكي نيست ولي ظاهرا بعضي ها مي خواهند باز هم سهم خواهي ها و لجبازي هاي قبلي خود را در اين قالب و بهانه پياده كنند .
آنچه در اختيار رئيس جمهور به عنوان حقي تفويض شده از طرف مردم و تنفيذ گشته از طرف ولي فقيه است اينست كه ايشان حق دارند كابينه را خودشان و با ايده و موافق نظرات خود تشكيل دهند چرا كه مردم به اين نظر راي مثبت داده اند و پشتوانه اين نظر 24 ميليون راي مردم است و با اين ديدگاه كه البته آقايان اقليت مجلس و همقطارانشان هم قبلا (درعصر خاتمي ) موافق بودند طبيعي است كه هر كس راي بياورد يعني نظرش مورد قبول جمهور مردم است و او حق دارد وزرا را با سليقه خود انتخاب كند و فردا نيز همين رئيس جمهور است كه بايد پاسخگوي تمام امورات گردد و به يقين تمام اتفاقات بعدي فقط به پاي او نوشته مي شود و حتي وزرا نيز اكثرا در اين مورد در حاشيه امن قرار مي گيرند
مطلب بعدي مسئله اعتماد مجلس به كابينه و وزراي پيشنهادي رئيس جمهور محترم مي باشد كه بسيار هم مهم و حساس است آنچه حق نمايندگان مردم است و در حقيقت وظيفه اي از طرف مردم بر عهده ايشان است اين است كه وزراي پيشنهادي رئيس جمهور را از حيث كارايي و مطابقت با سليقه و افكار و برنامه هاي رئيس جمهور كه از طرف مردم تائيد شده ، بررسي كنند با اين نظر ديگر نمايندگان محترم نبايد وزرا را با سلايق خود بسنجند چرا كه سليقه آنها فقط سليقه مردم حوزه انتخابيه خودشان آنهم بخشي از آنها نه همه شان مي باشد و چه بسا دور بعدي در مجلس نباشند واينكه نمايندگان محترم بخواهند با روشي خارج از چارچوب قانون و فقط به خاطر مسائل سياسي يا سلايق خود اقدام نمايند مطمئنا چالش بسيار حادي در راه استقرار كابينه دولت دهم وجود خواهد داشت
اين ايام چند ديدگاه در مورد انتخاب وزرا مطرح مي شود كه با قطع نظر از صداقت و يا عدم صداقت مدافعان و طراحان آنها به بررسي اين ديدگاهها بايد پرداخت و اين ديدگاهها بيشتر در مورد خصائصي هست كه بايد وزرا داشته باشند بنا براين بايد به اين خصائص بيشتر توجه كرد
1- تجربه
مطلب اول در مورد وزرا كه مطرح مي شود وجود تجربه كافي و به قولي مجرب بودن وزير در آن وزارتخانه است حقيقتي كه بسيار واضح است اين است كه اين شاخصه مورد اتفاق همگان است ولي آيا تابحال كسي به اين نكته هم اشاره كرده است كه كدام نوع تجربه ؟!
تجربه موفق و يا تجربه حضور ساليان متمادي در آن كار آنهم نا موفق !؟
بعد از انقلاب افراد بسياري در مشاغل گوناگون وارد شده اند و به قول خودشان تجارب زيادي هم اندوخته اند ولي آيا تجربه آنها تا بحال موفق بوده يا نه سوالي است كه بايد در اين مورد بيشتر دقت كرد
مسئله ديگر هم كه به نظرمهم مي رسد اين است كه افرادي كه در اين وادي وارد شده و تجربه اندوخته اند آيا با تخصص در همان رشته وارد كار تجربه اندوزي! شده بودند و يا اينكه ورودشان به آن حيطه فقط به خاطر شرايط خاص آن زمان (البته روابط و حزب و غيره بماند!) در آن پست مشغول شده اند.
بنابراين بايد گفت اگر اين مولفه قرار است لحاظ گردد كه بايد هم لحاظ شود بايد تجربه موفق همراه با تخصص باشد
2- تخصص
كلمه اي كه همه دم از آن مي زنند و ... !
مشكلي كه در اين موضوع دامنگير بسياري شده اينست كه ما تخصص را داشتن مدرك تحصيلي در آن رشته مي دانيم در حالي كه امروز كه در دهه 40 انقلاب اسلامي قرار داريم همه اذعان دارند كه تحصيلات ما نتوانسته تخصص كافي براي ورود در زمينه عملياتي و به زبان ساده بازار كار فارغ التحصيلان ارائه كند بنابر اين تخصص نيز مولفه اي است كه بايد در كنار ديگر مولفه هاي موجود بررسي گردد و به تنهايي قابل اكتفا و اعتنا نيست .
3- تعهد
منظور از تعهد فقط اين نيست كه شخص مورد نظر حتما بايد آدم با خدا و نمازخوان و تسبيح بدست ! باشد و يقه پيراهنش تا آخرين دكمه بسته باشد ! تعهد در اين موارد بسيار وسيعتر و شامل مسئوليت پذيري و احساس تكليف در مقابل خدا و دين و ملت مسلمان و نظام اسلامي است گاهي وقتها ديده مي شود كه بعضي از مسئولين فقط در مقابل اداره و نهاد خود احساس مسئوليت دارند و تا جايي كه آنها بايد قانونا پاسخگو باشند تعهد دارند و ديگر كاري به اينكه در ديگر امورات اختلال ايجاد مي شود و يا بيت المال هدر مي رود ندارند نمونه هاي بسياري در اين زمينه هست كه ساده ترينش همين عدم تفاهم در مديريت شهري ادارات مختلف است اداره گاز آسفالت را مي كند شهرداري پر مي كند دوباره آب و فاظلاب مي كند و شهرداري پر مي كند و سه باره! مخابرات مي كند و باز هم شهرداري پر مي كند و ... نهضت ادامه دارد !
اينكه پروژه هاي بسياري در مملكت ما خوابيده همه به خاطر عدم تعهد مسئولين وقت اين پروژه هاست .
4- شجاعت
البته شجاعت با تهور و ماجرا جويي تفاوت زيادي دارد آنچه لزوم اين خصلت را ضروري مي نمايد اين است كه وزير بايد شجاعت ابراز نظر و جسارت اقدامات شجاعانه در حيطه كاريش را داشته باشد و به صرف ملاحظات سياسي و يا ترس از مخالفت يك قشر از خدمت رساني به نظام و انقلاب و مردم كوتاه نيايد
5- عملگرا بودن
نكته اي كه چند سال است نويسنده را زياد آزار مي دهد اين است كه ظاهرا اكثر مديران اجرائي كشور نظريه پرداز و سخنران شده اند و در زمينه كاري هيچ عمل قابل توجهي ندارند هر كس سخنراني بهتري كند موفقيت چشمگير تري در بدست آوردن پست بالاتر كسب مي كند البته پاچه خواري و اعلام و ابراز ارادات خالصانه جاي خود دارد!
عملگرا بودن وزير به معني كارايي او در اجراي برنامه ها و مديريتش در مقابل مشكلات و موانع موجود است نه اينكه هرجا به مشكلي برخورد دست از كار بكشد و پروژه ها را تعطيل كند يا از نقص و كمبود قانون و ... صحبت كند .
در آخر به نظر ميرسد وزير خوب حتما بايد مدير خوبي باشد و در عين حال از كليت افكار و برنامه هاي رئيس جمهور مطلع و با آن همراه شود با اين اوصاف اميدواريم در انتخاب وزرا و همچنين راي اعتماد آنها اين مولفه ها مورد توجه قرار گيرد و سهم خواهي و تحزب گرايي و منفعت طلبي و اغراض سياسي در كار نباشد هر چند قابل احتراز هم نيست !
|